جوان کردستان
حزب حیات آزاد کردستان سياست هاي توهين آميز رژيم جمهوري اسلامي درمقابل خلق قهرمان آذري را به شدت محکو
چهارشنبه هفدهم خرداد 1385 20:8
در سالهاي اخير، وضعيت منطقه خاورميانه بر شاهراه تحولات عظيم و دگرگونيهاي بنيادين افتاده و ديگر موجوديت سيستمهاي ارتجاعي، كلاسيك و مارژينال، پاسخگوي مسايل و مشكلات خلقها و جوامع نميباشند. اين مهم، سيستمها و نظامهاي منطقه را با تحولات عظيم همهجانبه سياسي، ايدئولوژيك، اقتصادي رودررو ساخته است و لذا اين نظامهاي عقبمانده و كلاسيك نيز جهت حفظ موجوديت خويش در روند اجباري تحولات، بر مقاومت ارتجاعي پافشاري مينمايند.
در اين فضاي ملتهب و بحراني منطقه، ايران هم اصليترين نظامي است كه از هر لحاظ در تنگناي ايدئولوژيك, سياسي و اقتصادي قرار گرفته و توانايي حل مسايل و چارهيابي معضلات داخل سيستم و جامعه را از دست داده و هكذا در بحران و كائوسي عميق غرق گرديده و وضعيتش بهگونهاي درآمده كه هم در داخل و هم در خارج نهتنها خلقها، ملتها، اقوام و اقليتها نيز اقشار، گروهها، طبقات، اتنيكها و مذاهب بلكه حتي فردفرد انسانهاي جامعه ايراني در نتيجه آن بحرانهاي سياسي، اقتصادي، ايدئولوژيك و... عملاً با رژيم و نظام موجود رودررو گشتهاند. در اين نقطه تلاقي دولت و مردم، چون سيستم حاكم موجود با عدم چارهيابي روبهرو گشته و بهعبارتي، توانايي حل و چارهيابي را از دست داده لذا به متدهاي سياسي نابجا و متکي بر خشونت كه فيالواقع حاصل خود نظام است، ميگرايد و در اين فضاي بنبست در پي روزنه گريزي تقلي ميكند. پس، از تضادها و چالشهاي داخلي سوءاستفاده كرده و موقعيت خلقها، اقليت و مذاهب را به خطر مياندازد. بهعبارتي تلاش مينمايد كه ملتها و اقوام و اقليتهاي موجود در جغرافياي ايران را با هم به برخورد و اختلاف و تنش بكشاند تا بلكه در نتيجه آن، چندصباحي بر عمر نظام ارتجاعي خود بيفزايد. ايجاد فضاي ملتهب، بهطور كلي، تاكتيك و استراتژي جهتدهي فضاهاي موجود سياسي در داخل ميباشد.
در واقع در شرق كردستان رژيم از اين تاكتيكهاي سياسي سوءاستفاده كرده و سعي مينمايد كه خلقهاي آن منطقه يعني كرد و آذري را رودرروي هم آورده و عليالخصوص تلاش ميكند با دامنزدن به تضادهاي تاريخي مليـ مذهبي اما اشتباه، ميان اقليتها و اتنيكهاي آن منطقه، آنها را به حقارت نسبت به يكديگر وادارد. بنابراين، سناريوسازي ميكند. در اين زمينه ميتوان به مساله جنجالبرانگيز چاپ كاريكاتور در مورد خلق شريف آذريمان اشاره نماييم. چه بسا خود رژيم اين آتش را برافروخته و با بهرهگيري از ايجاد آن تضادها سعي ميكند كه تمام چالشها، تضادها و بحرانهايش را از آن خود خلق ها و اقوام و مذاهب داخلي گرداند و اين است كه خلق هاي آذري، كرد و بلوچ را به سيخ سياست پلشت نظام ميكشد و با ايجاد اختلاف ميانشان جهت كنترل آسان آنها اقدام مينمايد. در پي اين سياستها رژيم كنوني ايران، عملاً مزدوران خود را بهكار واميدارد و از وجود اقليت، قوم و مذهبي جهت سركوب ديگري استفاده مينمايد. همچنانكه در بهمنماه 1384 در ماكو، براي بدنامكردن خلق آذري و سركوب كردهاي منطقه از عوامل مزدور خود استفاده كرده و از آذريها براي سركوب كردهاي ماكو سوءاستفاده به عمل آورد. در پي اين سلسله سياستهاي استبدادي با ايجاد و برجستهساختن مساله چاپ كاريكاتور در مورد خلق آذري، عملاً بدانها حقارت نموده و دست به تحريكشان زده است. نمونه ديگر اين سلسله سناريويهاي رژيم، سوءاستفاده از بكارگيري عوامل مزدور خود در ميان كردها متقابلاً براي سركوب آذريها در شرق كردستان در شهرهاي كردـ آذرينشين ميباشد. بهعبارتي ديگر اين سناريو، تكرار همان مساله شهر ماكو ميباشد. چه ميداند كه ايجاد چنين تضادها و چالشهايي ميان خلقهاي آذري و كرد راحتتر ميتواند آنها را تحت كنترل درآورده و سركوب نمايد. چه بسا از فضاي جنجالي سود برده و به سركوب محافل روشنفكري، گروههاي حقوقي و سازمانهاي فرهنگي و اجتماعي و اشخاص روشنفكر ميپردازد و هكذا هم در مساله تظاهرات خلق ماكو و هم مساله چاپ كاريكاتور و تنشهاي حاصل از آن، اشخاص خاصي از روشنفكران، روزنامهنگاران، حقوقدانان و تظاهراتكنندگان را به زندان انداخته و ايجاد اختناق نموده است.
اما بازيهاي سياسي اعمالشده بر روي موجوديت سياسي، اجتماعي و زباني و فرهنگي هم خلق كرد و هم آذري اخيراً يكي پس از ديگري توسط خود مردم هوشيار منطقه نقشبرآب شده كه نمونههاي آن را ميتوان در تظاهرات عمومي خلق ماكو و نيز خيزش خلق آذري در مساله چاپ كاريكاتور و توهين رژيم، آشكارا ديديم. تظاهرات عمومي و شورانگيز خلق غيور آذري و كرد اثبات مينمايد كه سياستهايي که خلق ها را به درگيري، مذاهب را به چالش و اتنيكها را به گرداب نابودي ميكشاند، ديگر پوچ و بيتأثير خواهند بود. امروزه ايجاب مينمايد كه همانند هميشه دو خلق آذري و كرد در شرق كردستان با هوشياري هرچه تمامتر سياستها و تاكتيكهاي چالشبرانگيز و فناكننده را محكوم و برعكس به امر برادري، آزادي و مساوات و تعامل دو قوم منقلب نمايند. لذا در اين گيرودارها و بحرانسازيهاي رژيم، امروزه هرچه بيشتر نياز به اتحاد ميان خلقهاي منطقه يعني كردـ آذري ضروري مينمايد. پس نهتنها اتحاد ميان اين دو خلق حياتي ميباشد، بلكه بهطور مضاعف بايد بر مفهوم برادري و برابري و همزيستي آزادانه پافشاري نمايند و چه بسا گذشته و فراتر از اين دو خلق فوقالذكر به پيشاهنگ حركت و جنبش آزاديخواهي و برادري و برابري تبديل شوند. چه تنهاراه چارهيابي و رهايي، مبارزه مستمر و هوشياري و پيشاهنگي خلقهاي منطقه در راه اتحاد و يكپارچگي ميباشد. پس امروزه ميبينيم كه رژيم در حل مسايل و مشكلات خلق ها به بنبست عميق رسيده و لذا نقش اصلي بر دوش خود خلقها ميافتد.
پس در پي شكافبرداشتن سياستهاي تحميلي رژيم، خروش بيشائبه خلقها اقشار مختلف جامعه مستلزم مينمايد كه متعاقباً اشخاص روشنفكر و گروههاي فعال روشنگري، روزنامهنگاران، نويسندگان و نهادهاي حقوقي همه و همه بايد بهپا خيزند و تلاشهاي غيورانه دو خلق آذري و كرد و نيز ديگر خلق هاي ايران را پاس دارند و عملاً و شديداً به پشتيباني و جهتدهي آن برخيزند. عليالخصوص مساله اساسي در اين اثنا خوشبيني هر دو خلق نسبت به موجوديت يكديگر و خيزش و خروش همديگر ميباشد. اين است كه جهتدهي روشنفكران و محافل آگاه در زمينه افزونسازي خوشبيني و ايجاد تعامل اجتماعي و سياسي و فرهنگي ميان اين دو خلق و ديگر خلقها امري خطير و حساس مينمايد.
قيام و بهپاخيزي خلقهاي ايران و بهويژه دو خلق كرد و آذري در راه آزادي و رهايي، شهادتهايي را در نتيجه رشادتهاي اقشار مختلف مردم در پي داشته كه الزام مينمايد خلقها و روشنفكران به صاحبداري و جانبداري از آن بهپا خيزند.
اخيراً با اوجگيري و نضج حركتهاي مردمي در شرق كردستان و مقاومت خلقهاي كرد و آذري ميرساند كه مردم در پي آلترناتيو و جايگزين بهمراتب مطلوب معاصر هستند تا معضلات و مسايل سياسي، اقتصادي، ايدئولوژيك، اجتماعي و فرهنگي خود را مطابق و متناسب با آن حل و چارهيابي نمايند. لذا حزب حيات آزاد كردستان PJAK با استطاعت و پيروي از تفكر و ايدئولوژي آزاديخواهي و واقعي رهبر آپو ـ عبدالله اوجالان ـ براي جهتدهي و ارايه برنامه و پيروي در تمامي آن زمينهها سعي در جهتدهي پيشاهنگي همه خلقها و بهويژه دو خلق كرد و آذري در قالب دموكراسي نوين دارد. لذا اين تفكر آزاديخواهي و رهاييبخش را در ساختار كنفدراليسم دموكراتيك پايهريزي و به خلقهاي منطقه و بهخصوص خلقهاي ايران ارايه نموده است. سيستم كنفدراليسم دموكراتيك در جهت رهبريت خلقها و ظهور حركتهاي انقلابيـ آزاديخواهي آنها سعي در پيشاهنگي صحيح و سوقدهي قيامهاي خلقهاي منطقه در شاهراه دموكراسي راديكال خلق ها دارد؛ بهگونهاي كه اين سيستم جوهر واقعي حل مسايل و معضلات خلقها را در محتوا و به صورت عملي داشته باشد و همچنين، موزاييكي ميباشد كه تمام شاكلههاي قومي، اقليتي، مذهبي، اتنيكي و... را در خود ميگيرد تا تمام خلقها بهويژه خلقهاي منطقه و ايران بتوانند در آن ساختار، اظهار وجود دموكراتيك بنمايند. لذا سيستم كنفدراليسم دموكراتيك، مفاهيم و دستاوردهاي ايدئولوژيكي، سياسي، اقتصادي و اجتماعي و فرهنگي را جهت امر پيشاهنگي خود خلقها و تعيين سرنوشت خويش بدانها ارايه مينمايد و خود عملاً و بهطور وجوب، به حمايت از موجوديت خلقها بهويژه خلق آذري و كرد به عرصه ميآيد و تنها اتحاد و يكپارچگي و موجوديت مداوم آن خلقها را در صحنه آزاديخواهي راه چاره ميداند. همچنين با ارايه برنامه مدون و صحيح هم پيشاهنگي مينمايد و هم در تلاش جهت پيشاهنگنمودن خود خلقها در تحركات رهاييبخششان ميباشد.
بنابراين، حزب حيات آزاد كردستان PJAK با متابعت از سيستم كنفدراليسم دموكراتيك، ظهور و قيام راستين و حماسي خلقهاي منطقه بهويژه آذريهاي شريف را جهت احقاق حقوق خود به ميمنت گرامي ميدارد و با پشتيباني از تحركات انقلابي و رهاييطلبي آن خلقها، دعوت بهعمل ميآورد كه تا تحقق آزادي، دموكراسي و همزيستي مسالمتآميز خلقها از پاي ننشيند و چه بسا در مقابل سياستها و سناريوهاي مرتجعانه و پروواكاسيون رژيم ايران برخيزند و با همبستگي و اتحاد با ديگر خلقهاي شرق كردستان و ايران شور آزاديخواهي بركشند و از وقوع تضادها، چالشها و درگيريهاي تلخ و اشتباه گذشته كه در واقع، نيشتر پنهان دشمن و نظام مستبد بر كالبد جوامع و خلقها ميباشد، جلوگيري بهعمل آورند و امروزه بيشتر از هميشه با هوشياري و آگاهي هرچهتمامتر آن سياستها را محكوم و نقشبرآب سازند. چه در طول تاريخ، دو خلق آذري و كرد از اشتراکات فرهنگي و تاريخي برخوردار بودهاند كه وزنه اين همزيستي اشتراكي بسيار سنگينتر از جوانب اختلافات و تضادها مقطعي است که آنهم مطلقا ريشه در سياست ايجاد تفرقه ميان خلق ها داشته که رژيم هاي حاکم پيروي نموده اند. كاراكتر دينيـ مذهبي رژيم کنوني ايران سبب ميشود مذاهب را نيز به تضاد بكشانند كه البته سرچشمه اين اختلافات، هيچگاه عبارت از دشمني خلقها نيست و اين خود سيستم ميباشد كه اين پديدهها را بهوجود آورده و در راستاي منافع خود بدان دامن ميزند تداوم اينگونه سياستهاي رژيم و اصرار در اين زمينه در اصل به معناي انكار و امحاي خلقها ميباشد.
PJAK در صحنه مبارزات آزاديخواهي و دموکراتيک خلق کرد, در راستاي ايجاد تحولات دموکراتيک در ايران و حل معضلات اتنيکي، فرهنگ, سياسي و اجتماعي خلق هاي ايران, بر مبناي استراتژي برابري, برادري و اتحاد آزادانه خلقهاي ايران, به حقوق دموکراتيک خلق هاي ايران اعتقادي عملي داشته و در جهت دستيابي به آن از هر گونه مبارزه و تحولات دموکراتيک در داخل و خارج ايران پشتايباني مي نمايد و جهت ايجاد جو و زمينه ديالوگي دموکراتيک و ايجاد پلاتفورمهاي مشترک فکري و مبارزاتي و مشارکت همه اقشار جامعه ايران با همه تنوعات خود به تلاش هاي جدي پرداخته و در اين زمينه از همه احزاب, نهادهاي مدني و پلاتفورمهاي دموکراتيک دعوت به عمل مي آورد.
ما مبارزات و تحولات دموکراتيک خلق برادر آذري را گرامي داشته و در برابر شهداي گرانمايه حوادث اخير سر تعظيم فرود مي آوريم و مراتب تسليت خود را به خانواده هاي آنها و اقشار جامعه اعلام ميداريم. همچنين سياست هاي سرکوبگرانه, توهين آميز و تحقير کننده رژيم جمهوري اسلامي در مقابل خلق قهرمان آذري را به شدت محکوم مينماييم و همه اقشار اين خلق قهرمان را به مبارزه و مقاومت دموکراتيک فرا ميخوانيم و همچنين افکار عمومي خلق کرد در شرق کردستان را نيز جهت حمايت و پشتيباني مواضع دموکراتيک خلق آذري فرا ميخوانيم.
زنده باد برادري و برابري خلق هاي ايران
زنده باد مبارزه و مقاومت دموکراتيک خلق هاي ايران
نابود با سياست ايجاد تفرقه و تضاد ميان خلق ها
كورديناسيون حزب حيات آزاد كردستان PJAK
در اين فضاي ملتهب و بحراني منطقه، ايران هم اصليترين نظامي است كه از هر لحاظ در تنگناي ايدئولوژيك, سياسي و اقتصادي قرار گرفته و توانايي حل مسايل و چارهيابي معضلات داخل سيستم و جامعه را از دست داده و هكذا در بحران و كائوسي عميق غرق گرديده و وضعيتش بهگونهاي درآمده كه هم در داخل و هم در خارج نهتنها خلقها، ملتها، اقوام و اقليتها نيز اقشار، گروهها، طبقات، اتنيكها و مذاهب بلكه حتي فردفرد انسانهاي جامعه ايراني در نتيجه آن بحرانهاي سياسي، اقتصادي، ايدئولوژيك و... عملاً با رژيم و نظام موجود رودررو گشتهاند. در اين نقطه تلاقي دولت و مردم، چون سيستم حاكم موجود با عدم چارهيابي روبهرو گشته و بهعبارتي، توانايي حل و چارهيابي را از دست داده لذا به متدهاي سياسي نابجا و متکي بر خشونت كه فيالواقع حاصل خود نظام است، ميگرايد و در اين فضاي بنبست در پي روزنه گريزي تقلي ميكند. پس، از تضادها و چالشهاي داخلي سوءاستفاده كرده و موقعيت خلقها، اقليت و مذاهب را به خطر مياندازد. بهعبارتي تلاش مينمايد كه ملتها و اقوام و اقليتهاي موجود در جغرافياي ايران را با هم به برخورد و اختلاف و تنش بكشاند تا بلكه در نتيجه آن، چندصباحي بر عمر نظام ارتجاعي خود بيفزايد. ايجاد فضاي ملتهب، بهطور كلي، تاكتيك و استراتژي جهتدهي فضاهاي موجود سياسي در داخل ميباشد.
در واقع در شرق كردستان رژيم از اين تاكتيكهاي سياسي سوءاستفاده كرده و سعي مينمايد كه خلقهاي آن منطقه يعني كرد و آذري را رودرروي هم آورده و عليالخصوص تلاش ميكند با دامنزدن به تضادهاي تاريخي مليـ مذهبي اما اشتباه، ميان اقليتها و اتنيكهاي آن منطقه، آنها را به حقارت نسبت به يكديگر وادارد. بنابراين، سناريوسازي ميكند. در اين زمينه ميتوان به مساله جنجالبرانگيز چاپ كاريكاتور در مورد خلق شريف آذريمان اشاره نماييم. چه بسا خود رژيم اين آتش را برافروخته و با بهرهگيري از ايجاد آن تضادها سعي ميكند كه تمام چالشها، تضادها و بحرانهايش را از آن خود خلق ها و اقوام و مذاهب داخلي گرداند و اين است كه خلق هاي آذري، كرد و بلوچ را به سيخ سياست پلشت نظام ميكشد و با ايجاد اختلاف ميانشان جهت كنترل آسان آنها اقدام مينمايد. در پي اين سياستها رژيم كنوني ايران، عملاً مزدوران خود را بهكار واميدارد و از وجود اقليت، قوم و مذهبي جهت سركوب ديگري استفاده مينمايد. همچنانكه در بهمنماه 1384 در ماكو، براي بدنامكردن خلق آذري و سركوب كردهاي منطقه از عوامل مزدور خود استفاده كرده و از آذريها براي سركوب كردهاي ماكو سوءاستفاده به عمل آورد. در پي اين سلسله سياستهاي استبدادي با ايجاد و برجستهساختن مساله چاپ كاريكاتور در مورد خلق آذري، عملاً بدانها حقارت نموده و دست به تحريكشان زده است. نمونه ديگر اين سلسله سناريويهاي رژيم، سوءاستفاده از بكارگيري عوامل مزدور خود در ميان كردها متقابلاً براي سركوب آذريها در شرق كردستان در شهرهاي كردـ آذرينشين ميباشد. بهعبارتي ديگر اين سناريو، تكرار همان مساله شهر ماكو ميباشد. چه ميداند كه ايجاد چنين تضادها و چالشهايي ميان خلقهاي آذري و كرد راحتتر ميتواند آنها را تحت كنترل درآورده و سركوب نمايد. چه بسا از فضاي جنجالي سود برده و به سركوب محافل روشنفكري، گروههاي حقوقي و سازمانهاي فرهنگي و اجتماعي و اشخاص روشنفكر ميپردازد و هكذا هم در مساله تظاهرات خلق ماكو و هم مساله چاپ كاريكاتور و تنشهاي حاصل از آن، اشخاص خاصي از روشنفكران، روزنامهنگاران، حقوقدانان و تظاهراتكنندگان را به زندان انداخته و ايجاد اختناق نموده است.
اما بازيهاي سياسي اعمالشده بر روي موجوديت سياسي، اجتماعي و زباني و فرهنگي هم خلق كرد و هم آذري اخيراً يكي پس از ديگري توسط خود مردم هوشيار منطقه نقشبرآب شده كه نمونههاي آن را ميتوان در تظاهرات عمومي خلق ماكو و نيز خيزش خلق آذري در مساله چاپ كاريكاتور و توهين رژيم، آشكارا ديديم. تظاهرات عمومي و شورانگيز خلق غيور آذري و كرد اثبات مينمايد كه سياستهايي که خلق ها را به درگيري، مذاهب را به چالش و اتنيكها را به گرداب نابودي ميكشاند، ديگر پوچ و بيتأثير خواهند بود. امروزه ايجاب مينمايد كه همانند هميشه دو خلق آذري و كرد در شرق كردستان با هوشياري هرچه تمامتر سياستها و تاكتيكهاي چالشبرانگيز و فناكننده را محكوم و برعكس به امر برادري، آزادي و مساوات و تعامل دو قوم منقلب نمايند. لذا در اين گيرودارها و بحرانسازيهاي رژيم، امروزه هرچه بيشتر نياز به اتحاد ميان خلقهاي منطقه يعني كردـ آذري ضروري مينمايد. پس نهتنها اتحاد ميان اين دو خلق حياتي ميباشد، بلكه بهطور مضاعف بايد بر مفهوم برادري و برابري و همزيستي آزادانه پافشاري نمايند و چه بسا گذشته و فراتر از اين دو خلق فوقالذكر به پيشاهنگ حركت و جنبش آزاديخواهي و برادري و برابري تبديل شوند. چه تنهاراه چارهيابي و رهايي، مبارزه مستمر و هوشياري و پيشاهنگي خلقهاي منطقه در راه اتحاد و يكپارچگي ميباشد. پس امروزه ميبينيم كه رژيم در حل مسايل و مشكلات خلق ها به بنبست عميق رسيده و لذا نقش اصلي بر دوش خود خلقها ميافتد.
پس در پي شكافبرداشتن سياستهاي تحميلي رژيم، خروش بيشائبه خلقها اقشار مختلف جامعه مستلزم مينمايد كه متعاقباً اشخاص روشنفكر و گروههاي فعال روشنگري، روزنامهنگاران، نويسندگان و نهادهاي حقوقي همه و همه بايد بهپا خيزند و تلاشهاي غيورانه دو خلق آذري و كرد و نيز ديگر خلق هاي ايران را پاس دارند و عملاً و شديداً به پشتيباني و جهتدهي آن برخيزند. عليالخصوص مساله اساسي در اين اثنا خوشبيني هر دو خلق نسبت به موجوديت يكديگر و خيزش و خروش همديگر ميباشد. اين است كه جهتدهي روشنفكران و محافل آگاه در زمينه افزونسازي خوشبيني و ايجاد تعامل اجتماعي و سياسي و فرهنگي ميان اين دو خلق و ديگر خلقها امري خطير و حساس مينمايد.
قيام و بهپاخيزي خلقهاي ايران و بهويژه دو خلق كرد و آذري در راه آزادي و رهايي، شهادتهايي را در نتيجه رشادتهاي اقشار مختلف مردم در پي داشته كه الزام مينمايد خلقها و روشنفكران به صاحبداري و جانبداري از آن بهپا خيزند.
اخيراً با اوجگيري و نضج حركتهاي مردمي در شرق كردستان و مقاومت خلقهاي كرد و آذري ميرساند كه مردم در پي آلترناتيو و جايگزين بهمراتب مطلوب معاصر هستند تا معضلات و مسايل سياسي، اقتصادي، ايدئولوژيك، اجتماعي و فرهنگي خود را مطابق و متناسب با آن حل و چارهيابي نمايند. لذا حزب حيات آزاد كردستان PJAK با استطاعت و پيروي از تفكر و ايدئولوژي آزاديخواهي و واقعي رهبر آپو ـ عبدالله اوجالان ـ براي جهتدهي و ارايه برنامه و پيروي در تمامي آن زمينهها سعي در جهتدهي پيشاهنگي همه خلقها و بهويژه دو خلق كرد و آذري در قالب دموكراسي نوين دارد. لذا اين تفكر آزاديخواهي و رهاييبخش را در ساختار كنفدراليسم دموكراتيك پايهريزي و به خلقهاي منطقه و بهخصوص خلقهاي ايران ارايه نموده است. سيستم كنفدراليسم دموكراتيك در جهت رهبريت خلقها و ظهور حركتهاي انقلابيـ آزاديخواهي آنها سعي در پيشاهنگي صحيح و سوقدهي قيامهاي خلقهاي منطقه در شاهراه دموكراسي راديكال خلق ها دارد؛ بهگونهاي كه اين سيستم جوهر واقعي حل مسايل و معضلات خلقها را در محتوا و به صورت عملي داشته باشد و همچنين، موزاييكي ميباشد كه تمام شاكلههاي قومي، اقليتي، مذهبي، اتنيكي و... را در خود ميگيرد تا تمام خلقها بهويژه خلقهاي منطقه و ايران بتوانند در آن ساختار، اظهار وجود دموكراتيك بنمايند. لذا سيستم كنفدراليسم دموكراتيك، مفاهيم و دستاوردهاي ايدئولوژيكي، سياسي، اقتصادي و اجتماعي و فرهنگي را جهت امر پيشاهنگي خود خلقها و تعيين سرنوشت خويش بدانها ارايه مينمايد و خود عملاً و بهطور وجوب، به حمايت از موجوديت خلقها بهويژه خلق آذري و كرد به عرصه ميآيد و تنها اتحاد و يكپارچگي و موجوديت مداوم آن خلقها را در صحنه آزاديخواهي راه چاره ميداند. همچنين با ارايه برنامه مدون و صحيح هم پيشاهنگي مينمايد و هم در تلاش جهت پيشاهنگنمودن خود خلقها در تحركات رهاييبخششان ميباشد.
بنابراين، حزب حيات آزاد كردستان PJAK با متابعت از سيستم كنفدراليسم دموكراتيك، ظهور و قيام راستين و حماسي خلقهاي منطقه بهويژه آذريهاي شريف را جهت احقاق حقوق خود به ميمنت گرامي ميدارد و با پشتيباني از تحركات انقلابي و رهاييطلبي آن خلقها، دعوت بهعمل ميآورد كه تا تحقق آزادي، دموكراسي و همزيستي مسالمتآميز خلقها از پاي ننشيند و چه بسا در مقابل سياستها و سناريوهاي مرتجعانه و پروواكاسيون رژيم ايران برخيزند و با همبستگي و اتحاد با ديگر خلقهاي شرق كردستان و ايران شور آزاديخواهي بركشند و از وقوع تضادها، چالشها و درگيريهاي تلخ و اشتباه گذشته كه در واقع، نيشتر پنهان دشمن و نظام مستبد بر كالبد جوامع و خلقها ميباشد، جلوگيري بهعمل آورند و امروزه بيشتر از هميشه با هوشياري و آگاهي هرچهتمامتر آن سياستها را محكوم و نقشبرآب سازند. چه در طول تاريخ، دو خلق آذري و كرد از اشتراکات فرهنگي و تاريخي برخوردار بودهاند كه وزنه اين همزيستي اشتراكي بسيار سنگينتر از جوانب اختلافات و تضادها مقطعي است که آنهم مطلقا ريشه در سياست ايجاد تفرقه ميان خلق ها داشته که رژيم هاي حاکم پيروي نموده اند. كاراكتر دينيـ مذهبي رژيم کنوني ايران سبب ميشود مذاهب را نيز به تضاد بكشانند كه البته سرچشمه اين اختلافات، هيچگاه عبارت از دشمني خلقها نيست و اين خود سيستم ميباشد كه اين پديدهها را بهوجود آورده و در راستاي منافع خود بدان دامن ميزند تداوم اينگونه سياستهاي رژيم و اصرار در اين زمينه در اصل به معناي انكار و امحاي خلقها ميباشد.
PJAK در صحنه مبارزات آزاديخواهي و دموکراتيک خلق کرد, در راستاي ايجاد تحولات دموکراتيک در ايران و حل معضلات اتنيکي، فرهنگ, سياسي و اجتماعي خلق هاي ايران, بر مبناي استراتژي برابري, برادري و اتحاد آزادانه خلقهاي ايران, به حقوق دموکراتيک خلق هاي ايران اعتقادي عملي داشته و در جهت دستيابي به آن از هر گونه مبارزه و تحولات دموکراتيک در داخل و خارج ايران پشتايباني مي نمايد و جهت ايجاد جو و زمينه ديالوگي دموکراتيک و ايجاد پلاتفورمهاي مشترک فکري و مبارزاتي و مشارکت همه اقشار جامعه ايران با همه تنوعات خود به تلاش هاي جدي پرداخته و در اين زمينه از همه احزاب, نهادهاي مدني و پلاتفورمهاي دموکراتيک دعوت به عمل مي آورد.
ما مبارزات و تحولات دموکراتيک خلق برادر آذري را گرامي داشته و در برابر شهداي گرانمايه حوادث اخير سر تعظيم فرود مي آوريم و مراتب تسليت خود را به خانواده هاي آنها و اقشار جامعه اعلام ميداريم. همچنين سياست هاي سرکوبگرانه, توهين آميز و تحقير کننده رژيم جمهوري اسلامي در مقابل خلق قهرمان آذري را به شدت محکوم مينماييم و همه اقشار اين خلق قهرمان را به مبارزه و مقاومت دموکراتيک فرا ميخوانيم و همچنين افکار عمومي خلق کرد در شرق کردستان را نيز جهت حمايت و پشتيباني مواضع دموکراتيک خلق آذري فرا ميخوانيم.
زنده باد برادري و برابري خلق هاي ايران
زنده باد مبارزه و مقاومت دموکراتيک خلق هاي ايران
نابود با سياست ايجاد تفرقه و تضاد ميان خلق ها
كورديناسيون حزب حيات آزاد كردستان PJAK
نوشته شده توسط
| لینک ثابت |
