در اين فضاي ملتهب و بحراني منطقه، ايران هم اصليترين نظامي است كه از هر لحاظ در تنگناي ايدئولوژيك, سياسي و اقتصادي قرار گرفته و توانايي حل مسايل و چارهيابي معضلات داخل سيستم و جامعه را از دست داده و هكذا در بحران و كائوسي عميق غرق گرديده و وضعيتش بهگونهاي درآمده كه هم در داخل و هم در خارج نهتنها خلقها، ملتها، اقوام و اقليتها نيز اقشار، گروهها، طبقات، اتنيكها و مذاهب بلكه حتي فردفرد انسانهاي جامعه ايراني در نتيجه آن بحرانهاي سياسي، اقتصادي، ايدئولوژيك و... عملاً با رژيم و نظام موجود رودررو گشتهاند. در اين نقطه تلاقي دولت و مردم، چون سيستم حاكم موجود با عدم چارهيابي روبهرو گشته و بهعبارتي، توانايي حل و چارهيابي را از دست داده لذا به متدهاي سياسي نابجا و متکي بر خشونت كه فيالواقع حاصل خود نظام است، ميگرايد و در اين فضاي بنبست در پي روزنه گريزي تقلي ميكند. پس، از تضادها و چالشهاي داخلي سوءاستفاده كرده و موقعيت خلقها، اقليت و مذاهب را به خطر مياندازد. بهعبارتي تلاش مينمايد كه ملتها و اقوام و اقليتهاي موجود در جغرافياي ايران را با هم به برخورد و اختلاف و تنش بكشاند تا بلكه در نتيجه آن، چندصباحي بر عمر نظام ارتجاعي خود بيفزايد. ايجاد فضاي ملتهب، بهطور كلي، تاكتيك و استراتژي جهتدهي فضاهاي موجود سياسي در داخل ميباشد.
در واقع در شرق كردستان رژيم از اين تاكتيكهاي سياسي سوءاستفاده كرده و سعي مينمايد كه خلقهاي آن منطقه يعني كرد و آذري را رودرروي هم آورده و عليالخصوص تلاش ميكند با دامنزدن به تضادهاي تاريخي مليـ مذهبي اما اشتباه، ميان اقليتها و اتنيكهاي آن منطقه، آنها را به حقارت نسبت به يكديگر وادارد. بنابراين، سناريوسازي ميكند. در اين زمينه ميتوان به مساله جنجالبرانگيز چاپ كاريكاتور در مورد خلق شريف آذريمان اشاره نماييم. چه بسا خود رژيم اين آتش را برافروخته و با بهرهگيري از ايجاد آن تضادها سعي ميكند كه تمام چالشها، تضادها و بحرانهايش را از آن خود خلق ها و اقوام و مذاهب داخلي گرداند و اين است كه خلق هاي آذري، كرد و بلوچ را به سيخ سياست پلشت نظام ميكشد و با ايجاد اختلاف ميانشان جهت كنترل آسان آنها اقدام مينمايد. در پي اين سياستها رژيم كنوني ايران، عملاً مزدوران خود را بهكار واميدارد و از وجود اقليت، قوم و مذهبي جهت سركوب ديگري استفاده مينمايد. همچنانكه در بهمنماه 1384 در ماكو، براي بدنامكردن خلق آذري و سركوب كردهاي منطقه از عوامل مزدور خود استفاده كرده و از آذريها براي سركوب كردهاي ماكو سوءاستفاده به عمل آورد. در پي اين سلسله سياستهاي استبدادي با ايجاد و برجستهساختن مساله چاپ كاريكاتور در مورد خلق آذري، عملاً بدانها حقارت نموده و دست به تحريكشان زده است. نمونه ديگر اين سلسله سناريويهاي رژيم، سوءاستفاده از بكارگيري عوامل مزدور خود در ميان كردها متقابلاً براي سركوب آذريها در شرق كردستان در شهرهاي كردـ آذرينشين ميباشد. بهعبارتي ديگر اين سناريو، تكرار همان مساله شهر ماكو ميباشد. چه ميداند كه ايجاد چنين تضادها و چالشهايي ميان خلقهاي آذري و كرد راحتتر ميتواند آنها را تحت كنترل درآورده و سركوب نمايد. چه بسا از فضاي جنجالي سود برده و به سركوب محافل روشنفكري، گروههاي حقوقي و سازمانهاي فرهنگي و اجتماعي و اشخاص روشنفكر ميپردازد و هكذا هم در مساله تظاهرات خلق ماكو و هم مساله چاپ كاريكاتور و تنشهاي حاصل از آن، اشخاص خاصي از روشنفكران، روزنامهنگاران، حقوقدانان و تظاهراتكنندگان را به زندان انداخته و ايجاد اختناق نموده است.
اما بازيهاي سياسي اعمالشده بر روي موجوديت سياسي، اجتماعي و زباني و فرهنگي هم خلق كرد و هم آذري اخيراً يكي پس از ديگري توسط خود مردم هوشيار منطقه نقشبرآب شده كه نمونههاي آن را ميتوان در تظاهرات عمومي خلق ماكو و نيز خيزش خلق آذري در مساله چاپ كاريكاتور و توهين رژيم، آشكارا ديديم. تظاهرات عمومي و شورانگيز خلق غيور آذري و كرد اثبات مينمايد كه سياستهايي که خلق ها را به درگيري، مذاهب را به چالش و اتنيكها را به گرداب نابودي ميكشاند، ديگر پوچ و بيتأثير خواهند بود. امروزه ايجاب مينمايد كه همانند هميشه دو خلق آذري و كرد در شرق كردستان با هوشياري هرچه تمامتر سياستها و تاكتيكهاي چالشبرانگيز و فناكننده را محكوم و برعكس به امر برادري، آزادي و مساوات و تعامل دو قوم منقلب نمايند. لذا در اين گيرودارها و بحرانسازيهاي رژيم، امروزه هرچه بيشتر نياز به اتحاد ميان خلقهاي منطقه يعني كردـ آذري ضروري مينمايد. پس نهتنها اتحاد ميان اين دو خلق حياتي ميباشد، بلكه بهطور مضاعف بايد بر مفهوم برادري و برابري و همزيستي آزادانه پافشاري نمايند و چه بسا گذشته و فراتر از اين دو خلق فوقالذكر به پيشاهنگ حركت و جنبش آزاديخواهي و برادري و برابري تبديل شوند. چه تنهاراه چارهيابي و رهايي، مبارزه مستمر و هوشياري و پيشاهنگي خلقهاي منطقه در راه اتحاد و يكپارچگي ميباشد. پس امروزه ميبينيم كه رژيم در حل مسايل و مشكلات خلق ها به بنبست عميق رسيده و لذا نقش اصلي بر دوش خود خلقها ميافتد.
پس در پي شكافبرداشتن سياستهاي تحميلي رژيم، خروش بيشائبه خلقها اقشار مختلف جامعه مستلزم مينمايد كه متعاقباً اشخاص روشنفكر و گروههاي فعال روشنگري، روزنامهنگاران، نويسندگان و نهادهاي حقوقي همه و همه بايد بهپا خيزند و تلاشهاي غيورانه دو خلق آذري و كرد و نيز ديگر خلق هاي ايران را پاس دارند و عملاً و شديداً به پشتيباني و جهتدهي آن برخيزند. عليالخصوص مساله اساسي در اين اثنا خوشبيني هر دو خلق نسبت به موجوديت يكديگر و خيزش و خروش همديگر ميباشد. اين است كه جهتدهي روشنفكران و محافل آگاه در زمينه افزونسازي خوشبيني و ايجاد تعامل اجتماعي و سياسي و فرهنگي ميان اين دو خلق و ديگر خلقها امري خطير و حساس مينمايد.
قيام و بهپاخيزي خلقهاي ايران و بهويژه دو خلق كرد و آذري در راه آزادي و رهايي، شهادتهايي را در نتيجه رشادتهاي اقشار مختلف مردم در پي داشته كه الزام مينمايد خلقها و روشنفكران به صاحبداري و جانبداري از آن بهپا خيزند.
اخيراً با اوجگيري و نضج حركتهاي مردمي در شرق كردستان و مقاومت خلقهاي كرد و آذري ميرساند كه مردم در پي آلترناتيو و جايگزين بهمراتب مطلوب معاصر هستند تا معضلات و مسايل سياسي، اقتصادي، ايدئولوژيك، اجتماعي و فرهنگي خود را مطابق و متناسب با آن حل و چارهيابي نمايند. لذا حزب حيات آزاد كردستان PJAK با استطاعت و پيروي از تفكر و ايدئولوژي آزاديخواهي و واقعي رهبر آپو ـ عبدالله اوجالان ـ براي جهتدهي و ارايه برنامه و پيروي در تمامي آن زمينهها سعي در جهتدهي پيشاهنگي همه خلقها و بهويژه دو خلق كرد و آذري در قالب دموكراسي نوين دارد. لذا اين تفكر آزاديخواهي و رهاييبخش را در ساختار كنفدراليسم دموكراتيك پايهريزي و به خلقهاي منطقه و بهخصوص خلقهاي ايران ارايه نموده است. سيستم كنفدراليسم دموكراتيك در جهت رهبريت خلقها و ظهور حركتهاي انقلابيـ آزاديخواهي آنها سعي در پيشاهنگي صحيح و سوقدهي قيامهاي خلقهاي منطقه در شاهراه دموكراسي راديكال خلق ها دارد؛ بهگونهاي كه اين سيستم جوهر واقعي حل مسايل و معضلات خلقها را در محتوا و به صورت عملي داشته باشد و همچنين، موزاييكي ميباشد كه تمام شاكلههاي قومي، اقليتي، مذهبي، اتنيكي و... را در خود ميگيرد تا تمام خلقها بهويژه خلقهاي منطقه و ايران بتوانند در آن ساختار، اظهار وجود دموكراتيك بنمايند. لذا سيستم كنفدراليسم دموكراتيك، مفاهيم و دستاوردهاي ايدئولوژيكي، سياسي، اقتصادي و اجتماعي و فرهنگي را جهت امر پيشاهنگي خود خلقها و تعيين سرنوشت خويش بدانها ارايه مينمايد و خود عملاً و بهطور وجوب، به حمايت از موجوديت خلقها بهويژه خلق آذري و كرد به عرصه ميآيد و تنها اتحاد و يكپارچگي و موجوديت مداوم آن خلقها را در صحنه آزاديخواهي راه چاره ميداند. همچنين با ارايه برنامه مدون و صحيح هم پيشاهنگي مينمايد و هم در تلاش جهت پيشاهنگنمودن خود خلقها در تحركات رهاييبخششان ميباشد.
بنابراين، حزب حيات آزاد كردستان PJAK با متابعت از سيستم كنفدراليسم دموكراتيك، ظهور و قيام راستين و حماسي خلقهاي منطقه بهويژه آذريهاي شريف را جهت احقاق حقوق خود به ميمنت گرامي ميدارد و با پشتيباني از تحركات انقلابي و رهاييطلبي آن خلقها، دعوت بهعمل ميآورد كه تا تحقق آزادي، دموكراسي و همزيستي مسالمتآميز خلقها از پاي ننشيند و چه بسا در مقابل سياستها و سناريوهاي مرتجعانه و پروواكاسيون رژيم ايران برخيزند و با همبستگي و اتحاد با ديگر خلقهاي شرق كردستان و ايران شور آزاديخواهي بركشند و از وقوع تضادها، چالشها و درگيريهاي تلخ و اشتباه گذشته كه در واقع، نيشتر پنهان دشمن و نظام مستبد بر كالبد جوامع و خلقها ميباشد، جلوگيري بهعمل آورند و امروزه بيشتر از هميشه با هوشياري و آگاهي هرچهتمامتر آن سياستها را محكوم و نقشبرآب سازند. چه در طول تاريخ، دو خلق آذري و كرد از اشتراکات فرهنگي و تاريخي برخوردار بودهاند كه وزنه اين همزيستي اشتراكي بسيار سنگينتر از جوانب اختلافات و تضادها مقطعي است که آنهم مطلقا ريشه در سياست ايجاد تفرقه ميان خلق ها داشته که رژيم هاي حاکم پيروي نموده اند. كاراكتر دينيـ مذهبي رژيم کنوني ايران سبب ميشود مذاهب را نيز به تضاد بكشانند كه البته سرچشمه اين اختلافات، هيچگاه عبارت از دشمني خلقها نيست و اين خود سيستم ميباشد كه اين پديدهها را بهوجود آورده و در راستاي منافع خود بدان دامن ميزند تداوم اينگونه سياستهاي رژيم و اصرار در اين زمينه در اصل به معناي انكار و امحاي خلقها ميباشد.
PJAK در صحنه مبارزات آزاديخواهي و دموکراتيک خلق کرد, در راستاي ايجاد تحولات دموکراتيک در ايران و حل معضلات اتنيکي، فرهنگ, سياسي و اجتماعي خلق هاي ايران, بر مبناي استراتژي برابري, برادري و اتحاد آزادانه خلقهاي ايران, به حقوق دموکراتيک خلق هاي ايران اعتقادي عملي داشته و در جهت دستيابي به آن از هر گونه مبارزه و تحولات دموکراتيک در داخل و خارج ايران پشتايباني مي نمايد و جهت ايجاد جو و زمينه ديالوگي دموکراتيک و ايجاد پلاتفورمهاي مشترک فکري و مبارزاتي و مشارکت همه اقشار جامعه ايران با همه تنوعات خود به تلاش هاي جدي پرداخته و در اين زمينه از همه احزاب, نهادهاي مدني و پلاتفورمهاي دموکراتيک دعوت به عمل مي آورد.
ما مبارزات و تحولات دموکراتيک خلق برادر آذري را گرامي داشته و در برابر شهداي گرانمايه حوادث اخير سر تعظيم فرود مي آوريم و مراتب تسليت خود را به خانواده هاي آنها و اقشار جامعه اعلام ميداريم. همچنين سياست هاي سرکوبگرانه, توهين آميز و تحقير کننده رژيم جمهوري اسلامي در مقابل خلق قهرمان آذري را به شدت محکوم مينماييم و همه اقشار اين خلق قهرمان را به مبارزه و مقاومت دموکراتيک فرا ميخوانيم و همچنين افکار عمومي خلق کرد در شرق کردستان را نيز جهت حمايت و پشتيباني مواضع دموکراتيک خلق آذري فرا ميخوانيم.
زنده باد برادري و برابري خلق هاي ايران
زنده باد مبارزه و مقاومت دموکراتيک خلق هاي ايران
نابود با سياست ايجاد تفرقه و تضاد ميان خلق ها
كورديناسيون حزب حيات آزاد كردستان PJAK
نقده ؛ در درگیری میان معترضین آذری و نیروهای انتظامی و امنیتی، دهها تن مجروح و بازداشت شده و تعدادی نیز به قتل رسیدند. حسین فتحی پور، همت اسم زاده، و دو نفر به نامهای آذریون و قاسم زاده از جمله کشته شدگان اند.
طی روزهای پنج شنبه و جمعه 4 و 5 خرداد مردم آذری و کرد شهر نقده در اعتراض به چاپ کاریکاتور اهانت آمیز به آذریها در روزنامه ایران، بازار و محل کسب و کار خود را تعطیل کردند. اعتراضات خیابانی مردم طی روزهای یادشده به درگیری و رویارویی با نیروهای انتظامی و امنیتی انجامید. در این میان دهها تن از مردم این شهر مجروح و یا دستگیر شده و حداقل 5 تن نیز به قتل رسیده اند. نوجوانی به نام حسین فتحی پور، همت اسم زاده، و دو نفر به نامهای آذریون و قاسم زاده از جمله کشته شدگان است. در همین رابطه خساراتی به مراکز دولتی از جمله ساختمانهای بانکها، فرمانداری، اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی، کتابخانه علامه طباطبایی و نیز پاسگاههای پلیس و بسیج وارد شده است. گفته می شود نیروهای ضد شورش از میاندوآب، پیرانشهر و ارومیه به این شهر اعزام شده اند.
شنبه 6 خرداد 1385
نقل خبر، بدون ذکر منبع" گزارشگران سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان" مجاز نیست
مقاله زیر را حسن قاضی مسئول تلویزیون روژ طرفدار پژاک نوشته که در سایت www.durna.se
وابسته به یکی از همین گروههای ترک منعکس شده است.
چرا باید کردها از قیام آذربایجان پشتیبانی کنند ؟
حسن قاضی روزنامهنگار کرد
در تاریخ 27 سالهی جمهوری اسلامی نخستین بار است با قیامی تودهای روبرو شده است که درادامهی خود میتواند فضایی بوجود آورد که رژیم را ناچار کند در برابر خواستههای مردم سر فرود آورد.
چندین نمایهی قابل توجه در خواستههای مردم بپا خواستهی آذربایجان مشهود است که در تاریخ مدرن ایران برای اولین بار به این شکل تودهای مطرح میگردند. اکنون ما شاهد گسستی عمیق در حکومت آیین قدرت هستیم، اگرچه اکثر معترضین از نظر بستگی مذهبی پیرو شیعه دوازده امامی هستند، اما علیه رژیمی قیام کردهاند که بنام دین و برداشتهایش از این مذهب بر مردم حکومت میکند. اولین بار است که خواستههای ملت ترک آذربایجان بر روی قبول و متحقق شدن مسائل ملی متمرکز شدهاست، اولین بار است جنبشی علیرغم آگاهی از احتمال واکنش شدید رژیم و توسل آن به قهر و سرکوب، بر ضرورت پافشاری بر شیوهی مسالمت آمیز مبارزه و احتراز از خشونت پافشاری میکند، این دو سویهی این مبارزه یعنی گسستن پارامتر مذهبی از طرفی و متد اعتراضات و مبارزه نمادهای روشن این جنبش هستند.
نیروی محرکهی این قیام واکنشی است نسبت به سرکوب و انکار هویت و موجودیت ترکهای آذربایجان با همهی ویژگیهای زبانی، فرهنگی و اجتماعی خود، اما بخشی از شعارهائی که اینجا و آنجا بگوش رسیدهاند ، مانند توهین به زبان و فرهنگ فارسی دقیقا در تضاد آشکار بامشروعیت خود قیام هستند. اگر توهین و هتاکی روزنامهی ایران به ترکهای آذربایجان
یکی از سازوکارهای این قیام باشد ، نمیتوان توهین و هتاکی به زبان ، فرهنگ و هویت فارسی را بخاطر آن توجیه کرد ، و این یک به بزرگی و مشروعیت این قیام لطمهی جدی میزند. تاریخ دور و نزدیک شهادت میدهد ناسیونالیسم اتنیک اگرچه به پیروزی هم برسد کارساز نیست و نمیتواند ریشههای احساس تنفر و خصومت دو سویه یا چند سویه را بخشکاند، اما تمیز " خوب " و "بد" دراتنیسیتی خودی و در اتنیسیتی دیگر ، تعامل و تفاهم با خوبی اولی و افشا و متقاعد کردن و حتی سرکوب بدی دومی راه زندگی مشترک و پلورال انسانی را میسر میسازد.
از آغاز قیام تبریز ، از روز دوشنبه ، از مناطق مختلف شرق کردستان خبرهای خوبی میآیند.
پشتیبانی دانشجویان کرد از تحصن و خواستههای دانشجویان ترک آذربایجانی در دانشگاههای تهران ، پشتیبانی و شرکت مردم کرد نقده و محال سندوس از تظاهرات و مبارزات مردم ترک آذربایجانی در این منطقه، صدور اعلامیه پشتیبانی از تظاهرات و قیام ملت آذربایجان از سوی اکثر سازمانهای سیاسی شرق کردستان نشانهی هوشیاری جنبش کرد در شرق کردستان هستند. در این شرایط حساس احساس مسئولیت از جانب کردها میتواند پی آمدهای درازمدت مثبتی بر مناسبات دو ملت همسایه و در نقاطی در هم زی بگذارد. نباید جدائی اندیشه ، ونامگذاری جغرافیائی موجب توطئهی قدرتمداران برعلیه خواستههای مشترک ، یعنی رفع ستم ملی و تثبیت هویت ملی گردد.
بدون شک حتی تحقق بخش کمی از خواستههای جنبش کنونی ترکهای آذربایجان راه را برای مطرح شدن و تحقق خواستههای کردان و حتی ملیتهای دیگری که برای برآورد کردن خواستههایشان مبارزه میکنند هموار میکند. حداقل این جنبش حتی برای مدت کوتاهی هم باشد راه را بر توهین و تحقیر هویتها و فرهنگهای سرکوب شدهمی بندد
منبع:وبلاگ مرگور
و ضایعه دیگر اینکه سایت پان ترکها (آزاد تریبون)ادعا کرده اند که در نغده کردها دست به کشتار مردم ترک زده اند که این جز دروغ محض چیز دیگری نیست چون دیشب خبر رسید از کسانی که در نغده دستگیر شده اند کردهای نیز که برای حمایت از ترکها رفته اند نیز وجود داشته است.
ما کردها از اعتراضات و بپاخواستن مردم آذربایجان حمایت می کنیم اما بدانید ما به مبارزه با فاشیست خواهیم پرداخت چه فاشیست فارس ها باشد چه ترکها .
ما نمی توانیم هیچ گونه حمله و زیرپا گذاشتن حقوق ملتی را از طرف ملتی دیگر را قبول کرده،ما کردها اجازه هیچ تعرضی را به حقوقمان از طرف هیچ کس نداده و با آن به مبارزه خواهیم پرداخت.www.serheldan.comوبلاگ جوان کردستان
اگر چه برخي سعي دارندسابقه ی پان ايرانيزم را به زمان فردوسي و حتي قبل از ان برسانندو اما از لحاظ تاريخي پيشينه ي ان به اوايل قرن بيست بر ميگردد. رضا شاه با تشكيل دولت مدرن به يك ايدولوژي جديد براي ايجاد مشروعيت و بسيج توده ها در جهت اهداف خود نياز داشت.پيش از اين همواره دين و مذهب ابزار مشروعيت بود چنانكه صفويان ترك زبان توانسته بودنند بر تمام ايران حكومت كنند.با تشكيل دولت مدرن و سكولار مبناي مشروعيت تغيير كرد. نيروي اصلي توليد كننده ي گفتمان `پان ايرانيستي را شبه روشنفكران اروپا ديده و طبقه ي متوسط بسيار ضعيف آن زمان تشكيل ميدادند.روشنفكراني از قبيل صادق هدايت و احمد كسروي و.... مي خواستند با تحقير اعراب و مقصر جلوه دادن فرهنگ عربي-اسلامي در عقب ماندگي ايران نوعي فكر فارسي-غربي را جايگزين كنند. اگر چه هدايت با پهلوي ها سر ستيز دلشت اما ايدولوژي پان ايرانيستي توليد شده توسط وي و امثال وي به ايدولوژي رسمي حكومت پهلوي تبديل شد و در زمان پهلوي دوم خود را در قالب اعياد ومراسم(جشنهاي دو هزار و پانصد ساله و ...) اموزش رسمي در دانشگاه و مدارس و ميليتلريزم و .... نشان دادشاخصهاي اصلي تفكر پان ايرانيستي عبارتند از:۱-تلاش در راه احياي عضمت فرضي گذشته ي ايران۲-تاسف براي از دست دادن سرزمينهايي كه زماني جزيي از امپراطوري فارس بوده اند۳-گرايشهاي الحاقگرايانه و توسعه طلبانه كه كاملا رويايي و دور از ذهن ميباشند۳-ايجاد تنفر و دشمني نسبت به ملتهاي همسايه ي ايران مانند عربها و تركهاو كردهاو.....گاهي در اين زمينه (ستايش ايران)انقدر افراط ميشود كه هر آدم عاقلي را به خنده وا ميداردبراي نمونه به يك مقاله كه چندي پيش در روزنامه ي (شرق)چاپ شده بود اشاره ميكنيم نويسنده در اين مقاله با كمال پررويي مدعي ميشود كه ايرانيان قديم فضانوردي ميكرده اندروزنامه ایران توقیف شد آیا این توقیف شدن کافی است؟آیا .............
متآسفانه در چند سال گذشته همه جنبشها در ایران قومی بوده و هیچ یک از قومهای دیگر در اعتراضات قوم دیگر شرکت نکرده اند .
حال دیگر ترک نزدیک است باید همه اقوام ایرانی کرد - ترک - بلوچ ترکمن همگام با هم به پا خواسته و خواستار حقوق منبع:وبلاگ دختران مبارز
