تبليغاتX
جوان کردستان
فه رمایشه به نرخه کانی مامه سه شنبه سوم بهمن 1385 16:49
تاڵه‌بانی:دروست بوونی ده‌وڵه‌تی کوردی خه‌ونێکه‌و قه‌ت نایه‌ته ‌دیی
2007 01 22 - 21:46

talebani-2.jpg ڕۆژنامه‌ی (ئه‌لخه‌لیجی عه‌ره‌بی) له‌ زار سه‌رۆکی عێراق جه‌لال تاڵه‌بانییه‌وه‌ ڕایگه‌یاند که‌ ناوبراو وتوویه‌تی دروستبوونی ده‌وڵه‌تی کوردی خه‌ونیکه‌ و (موسه‌حیله‌) و قه‌ت نایه‌ته‌ دی.

تاڵه‌بانی له‌ دروێژه‌ی قسه‌کانیدا سه‌باره‌ت ده‌وڵه‌تی کوردی وتی: بیرۆکه‌ی دروست بوونی ده‌وڵه‌تی کوردی ته‌نیا له‌ لایه‌ن چه‌ند کوردێکی ناسیونالیست و شاعیرێکه‌وه‌ هه‌یه‌، به‌ڵام به‌ قسه‌ی تاڵه‌بانی سیاسه‌تمه‌داره‌ (واقعیه‌کان) باش ده‌زانن که‌ ده‌وڵه‌تی کوردی ته‌نیا خه‌ونێکه‌ و ئاماده‌نین ئه‌وه‌ی له‌سه‌ر عه‌ز هه‌یه‌ له‌ده‌ست بده‌ن له‌به‌ر خاتری خه‌ونێک.

تاڵه‌بانی هۆی دروست نه‌بوونی ده‌وڵه‌تی کوردی بۆ پێکهاته‌ی کۆمه‌ڵایه‌تی کوردستان و جوگرافیای کوردستان گه‌ڕانده‌وه‌.

تاڵه‌بانی وتی: بۆ گه‌لی کورد باشتره‌ له‌ عێراقێکی دیموکراتی فێدراڵیدا بمێنته‌وه‌.

سه‌رچاوه: http://www.alkhaleej.ae/articles/show_article.cfm?val=346176



نوشته شده توسط   | لینک ثابت |

دوشنبه بیست و هفتم آذر 1385 18:8

چاوه‌ری " گريلايي در پي حقيقت2006 12 12 - 22:30

aaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaa
زندگی کردن در کوههای آزاد کردستان همراه با
gerila-gozum-yolda.jpg 
گريلاهايی که هرکدام از از بخشی از کردستان آمده اند و همه با نام حرکت آزادی بخش کردسان مشغول به مبارزه هستند بسار لذت بخش و با معنی است. جوانانی که با قبول نکردن فشارهای سيستم حاکم بر روی کردستان را قبول نکرده و چنان که آزادی و برابری ِيکی از بارزتريت خصوصيات جوانانی آنان است رو به کوههای آزاد و زيبای کردستان نهاده اند.

در ميان آنها از هر بخش از کردستان و حتی رفقايی را که ديگر کشورهای جهان آمده اند و مانند مبارزانی "اينتر ناسيوناليست“ در ميان گريلاها ديده می شوند. جالبترين و بارزترين نقطه ای که نظر هر کس را بسوی خود جلب می کند اسم آنها است. بله اسم آنها. شايد بپرسيد چرا؟ چون دولتهای حاکم بر کردستان آنقدر ظالم و دور از کوچکترين خصوصيات انسانيت هستند که حتی اجازه نمی دهند مادر به دلخواه خود اسمی را که ميراث نياکان و گذشتگان اوست و سالهاست که در ميان کردها رسم است که کودکان خود را با اسم رايج در ميان کردها صدا کنند را قبول کنند.

کوههای کردستان به محلی تبديل شده که به دور از هر قيد و بندی, گريلاها خود را با اسمهايی که خود می خواهند و دوست دارند بر روی خود می گذارند. و البته که زيباترين اسمها در ميان گريلاها اسمهايی است که قهرمانان مبارز که با جسارت و دلاوری خود به مقام شهادت نايل شده اند می باشد.

چه اسمهای زيبايی: " بريتان" " زيلان"" سما"" بريوان" روناهی" "ژيندا"" نو گيان"" سوژين"" عگيد" " رووبار"" خه‌بات " " ريزان" " علی چيچک"" مضلوم"و ... که هر يک از آنها بيانگر دلاوريهايی است در مبارزه ی آزادی خواه خلق کرد.

چنان که به گشت خود در ميان منطقه ی " زاپ" ادامه می دادم. چشمم به رفيقی افتاد که ديگر رفقا او را به اسم " چاوه‌ری" صدا می کردند.

نزديک او شدم خواستم که با او سر صحبت را باز کنم. در واقع نمی خواستم با پرسشهايم او را از خود فراری دهم, به همين علت بسيار با دقت عمل می کردم. از او پرسيدم: چرا "چاوه‌ری" ؟ با نگاه معصومانه‌ی خود به من , به سکوتی عميق فرو می رود, منتظر پاسخ او هستم. پس از مدتها فرصت گفتگو با او را پيدا کردم او در سکوتی عميق فرو می رود پس از چند لحظه با صدايی ملايم و متواضعانه می گويد"چاوه‌ری" در لهجه ی سورانی به معنای " چشم براه" می باشد.

اسم واقعی من "سوام" می باشد اين اسم را مادر بزرگم بر روی من نهاده است. اما هميشه دوست داشتم من را به اسم "چاوه‌ری" صدا کنند. به همين خاطر من اسم "چاوه‌ری" را بر روی خود نهادم. اولين بار نيز در صفوف گريلا بود که با اسم "چاوه‌ری" من را صدا کردند. در هنگام ملحق شدنم به حزب يعنی پنج سال قبل, هنگامی که رفقا اسم من را جويا شدند بدون مکس به آنها جواب دادم " چاوه‌ری " يعنی چشم براه!
وقتی که از او پرسيدم چه وقت گريلا را شناختی ؟ با تبسمی جواب داد: آخرين روزهای پاييز بود. باد سردی که خبر از زمستانی دشوار می داد شروع به وزيدن گرفته بود. دقيقا ساعت 12 شب بود سکوت همه جا را فرا گرفته بود. يک گروه از رفقا که خستگی بر روی چهره های آنها نشان می داد که از راه دور آمده اند از نزديک خانه‌ی ما رد مي‌شدند. در ميان آنها رفيق زنی بود که به محض ديدن من از گروه جدا شد و به سوی من آمد آن زمان 12 دسال سن داشتم. او همينکه به من رسيد دستانش را بر روی سرم کشيد و با محبتی که از چشمهای او براحتی ديده ميشد . دقايقی به من خيره شد. سپس سرش را نزديک گوشهای من کرد و با صدايی آهسته که انگار نمی خواست هيچ کس غير از من صدای او را بشنود گفت: "در آينده ای نزديک"کانی جنگ"(اسم روستايی در جنوب کردستان که جزو منطقه آزاد ميديا شناخته می شود) به ميدان جنگی سخت تبديل خواهد شد. مواظب خودت باش. سپس با بوسيدن صورتم و با تکان دادن دستانش از من دور و با عجله به سوی گروه که کم کم داشتند از روستا دور می شدند شتافت.

گردانهای گريلا نيمه های شب برای اينکه هيچ کس آنها را نبينند بدون صدا و با نظم خاصی به سوی بلنديهای کوه حرکت می کردند. ديگر می دانستم در آينده ای نزديک جنگی در خواهد گرفت. پيشمرگه هايی که در آن زمان به خانه‌ی ما مي آمدند برای ترساندن بچه های کم سن و سال می گفتند که : ما به شکار آدمهای کوهی آمده ايم. آنها انسانها را می خورند و دارای شاخهايي تيزی هستند. gerila-gozum-yolda2.jpg


ااما من می دانستم که اين گفته ها دروغی بيش نيستند. چون من آنها را ديده بودم و می شناختم. آنها همان آدمهای خيالی من بودند که هر شب مهمان خوابهای من ميشدند. آنها هر شب بدون سروصدا از کنار خانه ی ما عبور می کردند و هنگام ديدن من دستهايشان را برايم تکان می دادند.

شبهايی که پدر و مادرم به من اجازه نمی دادند تا از پنجره ی کوچک خانه مان به آنها نگاه کنم ساعتها مينشستم و می گريستم. مادر بزرگم برای ترساندن من می گفت: اگر شما به آنها نگاه کنيد و آنها شما را ببينند شما را خواهند دزديد".پس نبايد آنها شما را ببينند.

در شبهای سرد و دراز پاييز گريلاها برای عبور از کمينهايی که پيشمرگه‌ها برای آنها گذاشته بودند از ميان باغچه ها و درختان ميوه‌ی روستايان که شايد ماه هاست از آن ميوه ها نخورده اند د وبا اطمينان کامل بدون اينکه به آنها دست بزنند تا مبادا از خود رد پايی بگزارند عبور می کردند و خود را به چشمه ای که در آنسوی روستا قرار داشت می رساندند.

چيزی که از آن می ترسيديم روی داد. نيمه های شب بود که با صدای رگبار گلوله ها از خواب بيدار شدم صدا هر دقيقه بيشتر و بيشتر می شد و ما نيز همراه با صدای گلوله ها گريه می کرديم. در هر جای روستا صدای گلوله به گوش می رسيد. همراه آن نيز صدای ناله و فرياد پيشمرگه هايی که از ميدان جنگ فرار می کردند به گوش می رسيد. اما هيچ صدا و تصويری از اين موجودات کوهی نبود. فردای آن روز ما نيز همراه پيشمرگه هايی که می خواستند از ميدان جنگ دور شوند به "رانيه"رفتيم.

بعد از روزها از زبان يکی از روستائيان شنيدم که بعد از سقوط "کانی جنگ" گروهی از گريلاها به روستا رفته و با جمع کردن اهالی روستا در ميدان روستا برای آنها مبنی بر اينکه مردم روستا در امان هستند و و هيچ کاری با آنها نخواهند داشت و می توانند به راحتی به کار و زندگي خود ادامه دهند و همچنين گفته بودن که پيشمرگه هايی هم که سلاحهايشان را تسليم کنند با آنها هيچ کاری نخواهند داشت و می توانند به راحتی به زندگيشان در روستا ادامه دهند. روستائيان از اين گفته ی گريلاها بسيار خوشحال شده بودند.

بعد از شنيدن اوضاع روستا پدرم تصميم گرفت که به روستا باز گردد. در راه تنها چيزی که فکر من را به خود مشغول کرده بود " فرزندان کوه " بودند يعنی گريلا ها. ديگر می دانستم که آنها انسانها را نمی خورند و يا دارای شاخ نيستند. هنگام رسيدن به خانه پدرم, در همان ابتدا در مورد اينکه حق بيرون رفتن از روستا را نداريم به من و ديگر خواهرانم هشدار داد.

کارهای مزرعه را به برادرانم و کارهای خانه را نيز به من سپردند.

"چاوه‌ری"ی کوچک با هيجان کودکانه اش دنبال فرزندان کوه می گشت آنهايی که هر شب مهمان خيالهای لطيف و کودکانه اش می شدند. او در پاسخ مبنی بر اينکه چگونه بود که به صفوف گريلا ملحق شدی؟ پاسخ داد: هميشه از پنجره‌ی خانه مان به کوهی که روبروی روستايمان قرار داشت می نگريستم. هميشه حس می کردم که در ميان انبوه درختانی که در آنجا قرار دارد مردان و زنان کوهی يعنی گريلاها زندگی می کنند. و همين خيالها بود که من را به آنجا می کشاند. با اينکه در خانه حبس بودم اما منتظر روزی بودم که يک بار ديگر گريلاها از جلوی خانه‌ی گلی ما عبور کنند و اين بار من دستانم را به نشان دوست داشتن آنها برايشان تکان دهم.

ديگر تصميمم ر ا مبنی بر اينکه به دنبال آنها بروم و آنها را پيدا کنم را گرفته بودم. يک روز صبح زود دور از چشم همه به طرف آن کوههای بلند و جنگلهای دور دست با هيجان و شعفی خاص به راه افتادم. تنها ترس من اين بود که آنها را پيدا نکنم و جستجويم بی نتيجه بماند. در طول راه تمام خيالم رسيدن به آنها بود و می دانستم که در گوشه‌ای در ميان آن درختان آنها را پيدا خواهم کرد. بعد از راهپيمايی سه ساعته خود را در ميان کامپ گريلا ديدم. تا آن هنگام نه می دانستم که پ.ک.ک به چه معناست و نه "آپو" اين نام انسان زيبا صفت کيست.

در همان هنگام ورود به کامپ زن گريلايی پيش روی من ظاهر شد!

سلام دختر کوچولو!
می خوای کجا بری؟
اسمت چِيه؟
بدون هيچ مکث و ترديدی به او پاسخ دادم "چاوه‌ری" به او گفتم که آمده ام تا به شما ملحق شوم. او با شنيدن گفته هايم تبسمی کرد و گفت: تو هنوز کم سن و سالی به خانه‌ات برگرد و هنگامی که بزرگ شدی به ما ملحق شو. او از جيبانش يک عدد شکلات در آورد و به سوی من دراز کرد. اما من با رد کردن آن جواب دادم که اگر به خانه بازگردم خانواده ام به علت اينکه من پيش شما آمده‌ام من ر اخواهند کشت. رفقا ديگر نمی دانستند چکار کنند ديگر راهی بجز قبول کردن من برايشان باقی نمانده بود. آن گريلای زن جوان با کشيدن دستانش بر روی سرم گفت: چرا آمده‌ای مگر با اين سن کمت در مورد ما چه می دانی؟ تا آن روز من نمی دانستم که چرا می خواستم به آنها ملحق شوم. اما تنها چيزی که می دانستم و در مورد آنها حس کرده بودم اين بود که چشم براه آنهايم!

"چاوه‌ری" هماکنون 17 سال سن دارد و در کنار من نشسته است . هنگامی که به چشمهای سياه و مرواريد گونه‌اش می نگرم به تمامی دختری کرد با اصالت را ميتوان ديد. ديگر او جسورانه به سوالهايم پاسخ می داد. او از من پرسيد:
به من بگو! اين حسی که در من وجود داشت چه بود؟
چه کسی می تواند علت رفتن دختری به کوهها را بر روی کاغذ بياورد؟

چه کسی می تواند بگويد که اين "چشم براهی" برای چيست؟
.

منبع roghelat.info                         وبلاگ جوان کردستان serheldan.blogfa.com                                                                 

 


 
نوشته شده توسط   | لینک ثابت |

در یکی از روستاهای ئامدشمال کردستان سربازان ترک نوجوان شانزده ساله کورد را به نام شمسدین یاوز کاپلانی گلوله باران کردندو جنازه او به خانواده او تحویل دادخ نشد.منبع   renesans.nu
نوشته شده توسط   | لینک ثابت |

ئو پراسیون ئیران شنبه سوم تیر 1385 14:45
 

ئێران/ ئۆپه‌راسیۆن
23/6/2006

ئێران/ ئۆپه‌راسیۆن اگر اين زلزله در تهران بيايد


22/6/2006
به‌گوێره‌ی ئه‌و هه‌واڵانه‌ که‌ له‌ناوچه‌کانی کامیاران و هه‌ورامان به‌ده‌ستمان ده‌گه‌ن، سوپای ئێران ئاماده‌کاری ئۆپه‌راسیۆنێکی سه‌ربازی دژ به‌ هێزه‌کانی رۆژهه‌ڵاتی کوردستان ده‌کا. به‌پێی دوا زانیاری خودی سه‌رفه‌رمانداری گشتی سوپای ئێران به‌ هاوکاری زیاتر له‌ 2 هه‌زار سه‌رباز به‌شداری له‌و ئۆپه‌راسیۆنه‌دا ده‌کا. هاوکات ده‌گوترێ ئێستا ژماره‌یه‌کی زۆر سه‌ربازی ئێرانی له‌ناچه‌کانی مه‌شهه‌د و ئه‌سفه‌هانیشه‌وه‌ ره‌وانه‌ی ناوچه‌ی کامیاران ده‌کرێن و، ئامانجیش پاککردنه‌وه‌ی ناوچه‌که‌یه‌ له‌هێزه‌کانی سه‌ربه‌ هێزی پاراستنی گه‌ل.
بۆ ئه‌و مه‌به‌سته‌ ئێستا چه‌ندین هه‌لیکۆپته‌ری شه‌ڕی جۆری کۆبراو سیکۆرسکی، تۆپی دوورهاوێژ و 300 جاشیش له‌پاسگای گاشی که‌ ده‌که‌وێته‌ 20 کیلۆمه‌تر دووری شاری کامیاران جێگیرکراون کراون.
سه‌رچاوه‌یه‌کی نزیک سه‌رفه‌رمانداری گشتی سوپای ئێران ڕایگه‌یاند: ئه‌وان ئامانجیان له‌ناوبردنی ئاسه‌واره‌کانی په‌که‌که‌ یه‌ له‌ناوچه‌که‌.

نوشته شده توسط   | لینک ثابت |

تاک شنبه سوم تیر 1385 14:4
تاک" سوتاندنی کارگه‌ی کۆزمه‌تیکی تورکیای خسته‌ ئه‌ستۆ
ڕێنێسانس نیوز- به‌پێی مالپه‌ری هه‌ڵۆکانی ئازادی کوردستان که‌ به‌ "ته‌یرێن ئازادیا کوردستان" ده‌ناسرێن، ئه‌و هێرشه‌که‌ی که‌ له‌ دوێنێ کرایه‌ سه‌ر کارگه‌ی ده‌وڵه‌تی تورکه‌ له‌ ناوچه‌ی کۆزمه‌تیکی ئه‌سته‌بوڵ و ته‌واوی کارگه‌که‌ سوتێنرا، له‌ لایه‌ن تیمه‌کانیانه‌وه‌ ئه‌نجام دراوه‌.
ڕێکخراوه‌که‌ ڕایگه‌یاند ئه‌وان ئه‌و چالاکیه‌ وه‌ک ته‌ڵه‌سه‌ندنه‌وه‌یه‌ک له‌ ده‌وڵه‌تی تورکیا که‌ له‌ئه‌نجامی ئۆپه‌راسیۆنه‌کانیدا دارستان و چیاکانی کوردستان ده‌سوتێنێ ئه‌نجام ده‌ده‌ن و ئه‌گه‌ر تورکیا سنورێک بۆ پێشێلکاریه‌کان زوڵمه‌کانی دژ به‌گه‌لی کورد دانه‌نێت ئه‌وان هه‌موو شوێنه‌ ده‌وڵه‌تی و میریه‌کان ده‌بنه‌ ئامانجی ئه‌وان
نوشته شده توسط   | لینک ثابت |

در سال‌هاي اخير، وضعيت منطقه خاورميانه بر شاهراه تحولات عظيم و دگرگوني‌هاي بنيادين افتاده و ديگر موجوديت سيستم‌هاي ارتجاعي، كلاسيك و مارژينال، پاسخگوي مسايل و مشكلات خلق‌ها و جوامع نمي‌باشند. اين مهم، سيستم‌ها و نظام‌هاي منطقه را با تحولات عظيم همه‌جانبه سياسي، ايدئولوژيك، اقتصادي رودررو ساخته است و لذا اين نظام‌هاي عقب‌مانده و كلاسيك نيز جهت حفظ موجوديت خويش در روند اجباري تحولات، بر مقاومت ارتجاعي پافشاري مي‌نمايند.
در اين فضاي ملتهب و بحراني منطقه، ايران هم اصلي‌ترين نظامي است كه از هر لحاظ در تنگناي ايدئولوژيك, سياسي و اقتصادي قرار گرفته و توانايي حل مسايل و چاره‌يابي معضلات داخل سيستم و جامعه را از دست داده و هكذا در بحران و كائوسي عميق غرق گرديده و وضعيتش به‌گونه‌اي درآمده كه هم در داخل و هم در خارج نه‌تنها خلق‌ها، ملت‌ها، اقوام و اقليت‌ها نيز اقشار، گروه‌ها، طبقات، اتنيك‌ها و مذاهب بلكه حتي فردفرد انسان‌هاي جامعه ايراني در نتيجه آن بحران‌هاي سياسي، اقتصادي، ايدئولوژيك و... عملاً با رژيم و نظام موجود رودررو گشته‌اند. در اين نقطه تلاقي دولت و مردم، چون سيستم حاكم موجود با عدم چاره‌يابي روبه‌رو گشته و به‌عبارتي، توانايي حل و چاره‌يابي را از دست داده لذا به متدهاي سياسي نابجا و متکي بر خشونت كه في‌الواقع حاصل خود نظام است، مي‌گرايد و در اين فضاي بن‌بست در پي روزنه گريزي تقلي مي‌كند. پس، از تضادها و چالش‌هاي داخلي سوءاستفاده كرده و موقعيت خلق‌ها، اقليت و مذاهب را به خطر مي‌اندازد. به‌عبارتي تلاش مي‌نمايد كه ملت‌ها و اقوام و اقليت‌هاي موجود در جغرافياي ايران را با هم به برخورد و اختلاف و تنش بكشاند تا بلكه در نتيجه آن، چندصباحي بر عمر نظام ارتجاعي خود بيفزايد. ايجاد فضاي ملتهب، به‌طور كلي، تاكتيك و استراتژي جهت‌دهي فضاهاي موجود سياسي در داخل مي‌باشد.
در واقع در شرق كردستان رژيم از اين تاكتيك‌هاي سياسي سوء‌استفاده كرده و سعي مي‌نمايد كه خلق‌هاي آن منطقه يعني كرد و آذري را رودرروي هم آورده و علي‌الخصوص تلاش مي‌كند با دامن‌زدن به تضادهاي تاريخي ملي‌ـ مذهبي اما اشتباه، ميان اقليت‌ها و اتنيك‌هاي آن منطقه، آنها را به حقارت نسبت به يكديگر وادارد. بنابراين، سناريوسازي مي‌كند. در اين زمينه مي‌توان به مساله جنجال‌برانگيز چاپ كاريكاتور در مورد خلق شريف آذري‌مان اشاره نماييم. چه بسا خود رژيم اين آتش را برافروخته و با بهره‌گيري از ايجاد آن تضادها سعي مي‌كند كه تمام چالش‌ها، تضادها و بحران‌هايش را از آن خود خلق ها و اقوام و مذاهب داخلي گرداند و اين است كه خلق هاي آذري، كرد و بلوچ را به سيخ سياست پلشت نظام مي‌كشد و با ايجاد اختلاف ميان‌شان جهت كنترل آسان آنها اقدام مي‌نمايد. در پي اين سياست‌ها رژيم كنوني ايران، عملاً مزدوران خود را به‌كار وامي‌دارد و از وجود اقليت، قوم و مذهبي جهت سركوب ديگري استفاده مي‌نمايد. همچنان‌كه در بهمن‌ماه 1384 در ماكو، براي بدنام‌كردن خلق آذري و سركوب كردهاي منطقه از عوامل مزدور خود استفاده كرده و از آذري‌ها براي سركوب كردهاي ماكو سوءاستفاده به عمل آورد. در پي اين سلسله سياست‌هاي استبدادي با ايجاد و برجسته‌ساختن مساله چاپ كاريكاتور در مورد خلق آذري، عملاً بدان‌ها حقارت نموده و دست به تحريك‌شان زده است. نمونه ديگر اين سلسله سناريوي‌هاي رژيم، سوءاستفاده از بكارگيري عوامل مزدور خود در ميان كردها متقابلاً براي سركوب آذري‌ها در شرق كردستان در شهرهاي كردـ آذري‌نشين مي‌باشد. به‌عبارتي ديگر اين سناريو، تكرار همان مساله شهر ماكو مي‌باشد. چه مي‌داند كه ايجاد چنين تضادها و چالش‌هايي ميان خلق‌هاي آذري و كرد راحت‌تر مي‌تواند آنها را تحت كنترل درآورده و سركوب نمايد. چه بسا از فضاي جنجالي سود برده و به سركوب محافل روشنفكري، گروه‌هاي حقوقي و سازمان‌هاي فرهنگي و اجتماعي و اشخاص روشنفكر مي‌پردازد و هكذا هم در مساله تظاهرات خلق ماكو و هم مساله چاپ كاريكاتور و تنش‌هاي حاصل از آن، اشخاص خاصي از روشنفكران، روزنامه‌نگاران، حقوقدانان و تظاهرات‌كنندگان را به زندان انداخته و ايجاد اختناق نموده است.
اما بازي‌هاي سياسي اعمال‌شده بر روي موجوديت سياسي، اجتماعي و زباني و فرهنگي هم خلق كرد و هم آذري اخيراً يكي پس از ديگري توسط خود مردم هوشيار منطقه نقش‌برآب شده كه نمونه‌هاي آن را مي‌توان در تظاهرات عمومي خلق ماكو و نيز خيزش خلق آذري در مساله چاپ كاريكاتور و توهين رژيم، آشكارا ديديم. تظاهرات عمومي و شورانگيز خلق غيور آذري و كرد اثبات مي‌نمايد كه سياست‌هايي که خلق ها را به درگيري، مذاهب را به چالش و اتنيك‌ها را به گرداب نابودي مي‌كشاند، ديگر پوچ و بي‌تأثير خواهند بود. امروزه ايجاب مي‌نمايد كه همانند هميشه دو خلق آذري و كرد در شرق كردستان با هوشياري هرچه تمام‌تر سياست‌ها و تاكتيك‌هاي چالش‌برانگيز و فناكننده را محكوم و برعكس به امر برادري، آزادي و مساوات و تعامل دو قوم منقلب نمايند. لذا در اين گيرودارها و بحران‌سازي‌هاي رژيم، امروزه هرچه بيشتر نياز به اتحاد ميان خلق‌هاي منطقه يعني كردـ آذري ضروري مي‌نمايد. پس نه‌تنها اتحاد ميان اين دو خلق حياتي مي‌باشد، بلكه به‌طور مضاعف بايد بر مفهوم برادري و برابري و همزيستي آزادانه پافشاري نمايند و چه بسا گذشته و فراتر از اين دو خلق فوق‌الذكر به پيشاهنگ حركت و جنبش آزاديخواهي و برادري و برابري تبديل شوند. چه تنهاراه چاره‌يابي و رهايي، مبارزه مستمر و هوشياري و پيشاهنگي خلق‌هاي منطقه در راه اتحاد و يكپارچگي مي‌باشد. پس امروزه مي‌بينيم كه رژيم در حل مسايل و مشكلات خلق ها به بن‌بست عميق رسيده و لذا نقش اصلي بر دوش خود خلق‌ها مي‌افتد.
پس در پي شكاف‌برداشتن سياست‌هاي تحميلي رژيم، خروش بي‌شائبه خلق‌ها اقشار مختلف جامعه مستلزم مي‌نمايد كه متعاقباً اشخاص روشنفكر و گروه‌هاي فعال روشنگري، روزنامه‌نگاران، نويسندگان و نهادهاي حقوقي همه و همه بايد به‌پا خيزند و تلاش‌هاي غيورانه دو خلق آذري و كرد و نيز ديگر خلق هاي ايران را پاس دارند و عملاً و شديداً به پشتيباني و جهت‌دهي آن برخيزند. علي‌الخصوص مساله اساسي در اين اثنا خوش‌بيني هر دو خلق نسبت به موجوديت يكديگر و خيزش و خروش همديگر مي‌باشد. اين است كه جهت‌دهي روشنفكران و محافل آگاه در زمينه افزون‌سازي خوش‌بيني و ايجاد تعامل اجتماعي و سياسي و فرهنگي ميان اين دو خلق و ديگر خلق‌ها امري خطير و حساس مي‌نمايد.
قيام و به‌پاخيزي خلق‌هاي ايران و به‌ويژه دو خلق كرد و آذري در راه آزادي و رهايي، شهادت‌هايي را در نتيجه رشادت‌هاي اقشار مختلف مردم در پي داشته كه الزام مي‌نمايد خلق‌ها و روشنفكران به صاحب‌داري و جانب‌داري از آن به‌پا خيزند.
اخيراً با اوج‌گيري و نضج حركت‌هاي مردمي در شرق كردستان و مقاومت خلق‌هاي كرد و آذري مي‌رساند كه مردم در پي آلترناتيو و جايگزين به‌مراتب مطلوب معاصر هستند تا معضلات و مسايل سياسي، اقتصادي، ايدئولوژيك، اجتماعي و فرهنگي خود را مطابق و متناسب با آن حل و چاره‌يابي نمايند. لذا حزب حيات آزاد كردستان PJAK با استطاعت و پيروي از تفكر و ايدئولوژي آزاديخواهي و واقعي رهبر آپو ـ عبدالله اوجالان ـ براي جهت‌دهي و ارايه برنامه و پيروي در تمامي آن زمينه‌ها سعي در جهت‌دهي پيشاهنگي همه خلق‌ها و به‌ويژه دو خلق كرد و آذري در قالب دموكراسي نوين دارد. لذا اين تفكر آزاديخواهي و رهايي‌بخش را در ساختار كنفدراليسم دموكراتيك پايه‌ريزي و به خلق‌هاي منطقه و به‌خصوص خلق‌هاي ايران ارايه نموده است. سيستم كنفدراليسم دموكراتيك در جهت رهبريت خلق‌ها و ظهور حركت‌هاي انقلابي‌ـ آزاديخواهي آنها سعي در پيشاهنگي صحيح و سوق‌دهي قيام‌هاي خلق‌هاي منطقه در شاهراه دموكراسي راديكال خلق ها دارد؛ به‌گونه‌اي كه اين سيستم جوهر واقعي حل مسايل و معضلات خلق‌ها را در محتوا و به صورت عملي داشته باشد و همچنين، موزاييكي مي‌باشد كه تمام شاكله‌هاي قومي، اقليتي، مذهبي، اتنيكي و... را در خود مي‌گيرد تا تمام خلق‌ها به‌ويژه خلق‌هاي منطقه و ايران بتوانند در آن ساختار، اظهار وجود دموكراتيك بنمايند. لذا سيستم كنفدراليسم دموكراتيك، مفاهيم و دستاوردهاي ايدئولوژيكي، سياسي، اقتصادي و اجتماعي و فرهنگي را جهت امر پيشاهنگي خود خلق‌ها و تعيين سرنوشت خويش بدان‌ها ارايه مي‌نمايد و خود عملاً و به‌طور وجوب، به حمايت از موجوديت خلق‌ها به‌ويژه خلق آذري و كرد به عرصه مي‌آيد و تنها اتحاد و يكپارچگي و موجوديت مداوم آن خلق‌ها را در صحنه آزاديخواهي راه چاره مي‌داند. همچنين با ارايه برنامه مدون و صحيح هم پيشاهنگي مي‌نمايد و هم در تلاش جهت پيشاهنگ‌نمودن خود خلق‌ها در تحركات رهايي‌بخش‌شان مي‌باشد.
بنابراين، حزب حيات آزاد كردستان PJAK با متابعت از سيستم كنفدراليسم دموكراتيك، ظهور و قيام راستين و حماسي خلق‌هاي منطقه به‌ويژه آذري‌هاي شريف را جهت احقاق حقوق خود به ميمنت گرامي مي‌دارد و با پشتيباني از تحركات انقلابي و رهايي‌طلبي آن خلق‌ها، دعوت به‌عمل مي‌آورد كه تا تحقق آزادي، دموكراسي و همزيستي مسالمت‌آميز خلق‌ها از پاي ننشيند و چه بسا در مقابل سياست‌ها و سناريوهاي مرتجعانه و پروواكاسيون رژيم ايران برخيزند و با همبستگي و اتحاد با ديگر خلق‌هاي شرق كردستان و ايران شور آزاديخواهي بركشند و از وقوع تضادها، چالش‌ها و درگيري‌هاي تلخ و اشتباه گذشته كه در واقع، نيشتر پنهان دشمن و نظام مستبد بر كالبد جوامع و خلق‌ها مي‌باشد، جلوگيري به‌عمل آورند و امروزه بيشتر از هميشه با هوشياري و آگاهي هرچه‌تمام‌تر آن سياست‌ها را محكوم و نقش‌برآب سازند. چه در طول تاريخ، دو خلق آذري و كرد از اشتراکات فرهنگي و تاريخي برخوردار بوده‌اند كه وزنه اين همزيستي اشتراكي بسيار سنگين‌تر از جوانب اختلافات و تضادها مقطعي است که آنهم مطلقا ريشه در سياست ايجاد تفرقه ميان خلق ها داشته که رژيم هاي حاکم پيروي نموده اند. كاراكتر ديني‌ـ مذهبي رژيم کنوني ايران سبب مي‌شود مذاهب را نيز به تضاد بكشانند كه البته سرچشمه اين اختلافات، هيچ‌گاه عبارت از دشمني خلق‌ها نيست و اين خود سيستم مي‌باشد كه اين پديده‌ها را به‌وجود آورده و در راستاي منافع خود بدان دامن ميزند تداوم اينگونه سياست‌هاي رژيم و اصرار در اين زمينه در اصل به معناي انكار و امحاي خلق‌ها ميباشد.
PJAK در صحنه مبارزات آزاديخواهي و دموکراتيک خلق کرد, در راستاي ايجاد تحولات دموکراتيک در ايران و حل معضلات اتنيکي، فرهنگ, سياسي و اجتماعي خلق هاي ايران, بر مبناي استراتژي برابري, برادري و اتحاد آزادانه خلقهاي ايران, به حقوق دموکراتيک خلق هاي ايران اعتقادي عملي داشته و در جهت دستيابي به آن از هر گونه مبارزه و تحولات دموکراتيک در داخل و خارج ايران پشتايباني مي نمايد و جهت ايجاد جو و زمينه ديالوگي دموکراتيک و ايجاد پلاتفورمهاي مشترک فکري و مبارزاتي و مشارکت همه اقشار جامعه ايران با همه تنوعات خود به تلاش هاي جدي پرداخته و در اين زمينه از همه احزاب, نهادهاي مدني و پلاتفورمهاي دموکراتيک دعوت به عمل مي آورد.
ما مبارزات و تحولات دموکراتيک خلق برادر آذري را گرامي داشته و در برابر شهداي گرانمايه حوادث اخير سر تعظيم فرود مي آوريم و مراتب تسليت خود را به خانواده هاي آنها و اقشار جامعه اعلام ميداريم. همچنين سياست هاي سرکوبگرانه, توهين آميز و تحقير کننده رژيم جمهوري اسلامي در مقابل خلق قهرمان آذري را به شدت محکوم مينماييم و همه اقشار اين خلق قهرمان را به مبارزه و مقاومت دموکراتيک فرا ميخوانيم و همچنين افکار عمومي خلق کرد در شرق کردستان را نيز جهت حمايت و پشتيباني مواضع دموکراتيک خلق آذري فرا ميخوانيم.

زنده باد برادري و برابري خلق هاي ايران
زنده باد مبارزه و مقاومت دموکراتيک خلق هاي ايران
نابود با سياست ايجاد تفرقه و تضاد ميان خلق ها



كورديناسيون حزب حيات آزاد كردستان PJAK
نوشته شده توسط   | لینک ثابت |

نقده ؛ در درگیری میان معترضین آذری و نیروهای انتظامی و امنیتی، دهها تن مجروح و بازداشت شده و تعدادی نیز به قتل رسیدند. حسین فتحی پور، همت اسم زاده، و دو نفر به نامهای آذریون و قاسم زاده از جمله کشته شدگان اند.

طی روزهای پنج شنبه و جمعه 4 و 5 خرداد مردم آذری و کرد شهر نقده در اعتراض به چاپ کاریکاتور اهانت آمیز به آذریها در روزنامه ایران، بازار و محل کسب و کار خود را تعطیل کردند. اعتراضات خیابانی مردم طی روزهای یادشده به درگیری و رویارویی با نیروهای انتظامی و امنیتی انجامید. در این میان دهها تن از مردم این شهر مجروح و یا دستگیر شده و حداقل 5 تن نیز به قتل رسیده اند. نوجوانی به نام حسین فتحی پور، همت اسم زاده، و دو نفر به نامهای آذریون و قاسم زاده از جمله کشته شدگان است. در همین رابطه خساراتی به مراکز دولتی از جمله ساختمانهای بانکها، فرمانداری، اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی، کتابخانه علامه طباطبایی و نیز پاسگاههای پلیس و بسیج وارد شده است. گفته می شود نیروهای ضد شورش از میاندوآب، پیرانشهر و ارومیه به این شهر اعزام شده اند.

شنبه 6 خرداد 1385

نقل خبر، بدون ذکر منبع" گزارشگران سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان" مجاز نیست

نوشته شده توسط   | لینک ثابت |

در حالیکه تمام گرایشات موجود درون حرکت ترکها در ایران بدون استثناء پژاک را تروریست میدانند و به نیروهایشان فراخوان می دهند که علیه هواداران پژاک مبارزه کنند و در جریان سرکوب مردم کرد ماکو از نیروهای دولتی حمایت کرده و زنان و کودکان کشته شده  کرد به درست بسیجی ها را تروریست نامیدند طرفداران پژاک و روشنفکران آنان بصورت وسیعی از این جنبش حمایت می کنند.

مقاله زیر را حسن قاضی مسئول تلویزیون روژ طرفدار پژاک نوشته که در سایت www.durna.se

وابسته به یکی از همین گروههای ترک منعکس شده است.

چرا باید کردها از قیام آذربایجان پشتیبانی کنند ؟
حسن قاضی روزنامه‌نگار کرد
در تاریخ 27 ساله‌ی جمهوری اسلامی نخستین بار است با قیامی توده‌ای روبرو شده‌ است که‌ درادامه‌ی خود میتواند فضایی بوجود آورد که‌ رژیم را ناچار کند در برابر خواسته‌های مردم سر فرود آورد.
چندین نمایه‌ی قابل توجه‌ در خواسته‌های مردم بپا خواسته‌ی آذربایجان مشهود است که‌ در تاریخ مدرن ایران برای اولین بار به‌ این شکل توده‌ای مطرح میگردند. اکنون ما شاهد گسستی عمیق در حکومت آیین قدرت هستیم، اگرچه‌ اکثر معترضین از نظر بستگی مذهبی پیرو شیعه‌ دوازده‌ امامی هستند، اما علیه‌ رژیمی قیام کرده‌اند که‌ بنام دین و برداشتهایش از این مذهب بر مردم حکومت میکند. اولین بار است که‌ خواسته‌های ملت ترک آذربایجان بر روی قبول و متحقق شدن مسائل ملی متمرکز شده‌است، اولین بار است جنبشی علیرغم آگاهی از احتمال واکنش شدید رژیم و توسل آن به‌ قهر و سرکوب، بر ضرورت پافشاری بر شیوه‌ی مسالمت آمیز مبارزه و احتراز از خشونت پافشاری میکند، این دو سویه‌ی این مبارزه‌ یعنی گسستن پارامتر مذهبی از طرفی و متد اعتراضات و مبارزه‌ نمادهای روشن این جنبش هستند.
نیروی محرکه‌ی این قیام واکنشی است نسبت به‌ سرکوب و انکار هویت و موجودیت ترکهای آذربایجان با همه‌ی ویژگیهای زبانی، فرهنگی و اجتماعی خود، اما بخشی از شعارهائی که‌ اینجا و آنجا بگوش رسیده‌اند ، مانند توهین به‌ زبان و فرهنگ فارسی دقیقا در تضاد آشکار بامشروعیت خود قیام هستند. اگر توهین و هتاکی روزنامه‌ی ایران به‌ ترکهای آذربایجان
یکی از سازوکارهای این قیام باشد ، نمیتوان توهین و هتاکی به‌ زبان ، فرهنگ و هویت فارسی را بخاطر آن توجیه‌ کرد ، و این یک به‌ بزرگی و مشروعیت این قیام لطمه‌ی جدی میزند. تاریخ دور و نزدیک شهادت میدهد ناسیونالیسم اتنیک اگرچه‌ به‌ پیروزی هم برسد کارساز نیست و نمیتواند ریشه‌های احساس تنفر و خصومت دو سویه‌ یا چند سویه‌ را بخشکاند، اما تمیز " خوب " و "بد" دراتنیسیتی خودی و در اتنیسیتی دیگر ، تعامل و تفاهم با خوبی اولی و افشا و متقاعد کردن و حتی سرکوب بدی دومی راه‌ زندگی مشترک و پلورال انسانی را میسر میسازد.
از آغاز قیام تبریز ، از روز دوشنبه‌ ، از مناطق مختلف شرق کردستان خبرهای خوبی میآیند.
پشتیبانی دانشجویان کرد از تحصن و خواسته‌های دانشجویان ترک آذربایجانی در دانشگاههای تهران ، پشتیبانی و شرکت مردم کرد نقده‌ و محال سندوس از تظاهرات و مبارزات مردم ترک آذربایجانی در این منطقه‌، صدور اعلامیه‌ پشتیبانی از تظاهرات و قیام ملت آذربایجان از سوی اکثر سازمانهای سیاسی شرق کردستان نشانه‌ی هوشیاری جنبش کرد در شرق کردستان هستند. در این شرایط حساس احساس مسئولیت از جانب کردها میتواند پی آمدهای درازمدت مثبتی بر مناسبات دو ملت همسایه‌ و در نقاطی در هم زی بگذارد. نباید جدائی اندیشه‌ ، ونامگذاری جغرافیائی موجب توطئه‌ی قدرتمداران برعلیه‌ خواسته‌های مشترک ، یعنی رفع ستم ملی و تثبیت هویت ملی گردد.
بدون شک حتی تحقق بخش کمی از خواسته‌های جنبش کنونی ترکهای آذربایجان راه را برای مطرح شدن و تحقق خواسته‌های کردان و حتی ملیتهای دیگری که‌ برای برآورد کردن خواسته‌هایشان مبارزه‌ میکنند هموار میکند. حداقل این جنبش حتی برای مدت کوتاهی هم باشد راه‌ را بر توهین و تحقیر هویتها و فرهنگهای سرکوب شده‌می بندد

منبع:وبلاگ مرگور


نوشته شده توسط   | لینک ثابت |

کردها و ترکها شنبه ششم خرداد 1385 19:12
دیشب بیانیه ترکهای فعال تهران را دیدم که در آن اعتراضات دانشجویان ترک دانشگاه آزاد مهاباد به عنوان اعتراضات مردم ترک آن هم در مهاباد و نام مهاباد را ا نام ترکی سویوق بولاق نامیده بودند.

و ضایعه دیگر اینکه سایت پان ترکها (آزاد تریبون)ادعا کرده اند که در نغده کردها دست به کشتار مردم ترک زده اند که این جز دروغ محض چیز دیگری نیست چون دیشب خبر رسید از کسانی که در نغده دستگیر شده اند کردهای نیز که برای حمایت از ترکها رفته اند نیز وجود داشته است.

ما کردها از اعتراضات و بپاخواستن مردم آذربایجان حمایت می کنیم اما بدانید ما به مبارزه با فاشیست خواهیم پرداخت چه فاشیست فارس ها باشد چه ترکها .

ما نمی توانیم هیچ گونه حمله و زیرپا گذاشتن حقوق ملتی را از طرف ملتی دیگر را قبول کرده،ما کردها اجازه هیچ تعرضی را به حقوقمان از طرف هیچ کس نداده و با آن به مبارزه خواهیم پرداخت.www.serheldan.comوبلاگ جوان کردستان

نوشته شده توسط   | لینک ثابت |

شنبه ششم خرداد 1385 18:52
 اگر چه برخي سعي دارندسابقه ی پان ايرانيزم را به زمان فردوسي و حتي قبل از ان برسانندو اما از لحاظ تاريخي پيشينه ي ان به اوايل قرن بيست بر ميگردد. رضا شاه با تشكيل دولت مدرن به يك ايدولوژي جديد براي ايجاد مشروعيت و بسيج توده ها در جهت اهداف خود نياز داشت.پيش از اين همواره دين و مذهب ابزار مشروعيت بود چنانكه صفويان ترك زبان توانسته بودنند بر تمام ايران حكومت كنند.با تشكيل دولت مدرن و سكولار مبناي مشروعيت تغيير كرد. نيروي اصلي توليد كننده ي گفتمان `پان ايرانيستي را شبه روشنفكران اروپا ديده و طبقه ي متوسط بسيار ضعيف آن زمان تشكيل ميدادند.روشنفكراني از قبيل صادق هدايت و احمد كسروي و.... مي خواستند با تحقير اعراب و مقصر جلوه دادن فرهنگ عربي-اسلامي در عقب ماندگي ايران  نوعي فكر فارسي-غربي را جايگزين كنند. اگر چه هدايت با پهلوي ها سر ستيز دلشت اما ايدولوژي پان ايرانيستي توليد شده توسط وي و امثال وي به ايدولوژي رسمي حكومت پهلوي تبديل شد و در زمان پهلوي دوم خود را در قالب اعياد ومراسم(جشنهاي دو هزار و پانصد ساله و ...) اموزش رسمي در دانشگاه و مدارس و ميليتلريزم و .... نشان دادشاخصهاي اصلي تفكر پان ايرانيستي عبارتند از:۱-تلاش در راه احياي عضمت فرضي گذشته ي ايران۲-تاسف براي از دست دادن سرزمينهايي كه زماني جزيي از امپراطوري فارس بوده اند۳-گرايشهاي الحاقگرايانه و توسعه طلبانه كه كاملا رويايي و دور از ذهن ميباشند۳-ايجاد تنفر و دشمني نسبت به ملتهاي همسايه ي ايران مانند عربها و تركهاو كردهاو.....گاهي در اين زمينه (ستايش ايران)انقدر افراط ميشود كه هر آدم عاقلي را به خنده وا ميداردبراي نمونه به يك مقاله كه چندي پيش در روزنامه ي (شرق)چاپ شده بود اشاره ميكنيم نويسنده در اين مقاله با كمال پررويي مدعي ميشود كه ايرانيان قديم فضانوردي ميكرده اند!!!!در اينجا قسمتهايي از مقاله ي مذكور را عينا نقل ميكنيم:(جناب مرادي.....اگر خرد شما وجود نشانه هاي دانش كيهان نوردي در ايران باستان(پيشدادي و كياني) را نمي پذيرد ميتوانيد به نگاره ي واقع در بيابان فرغانه سري بزنيد و تصوير دو ايراني را ببينيد كه همان لباسها كلاهاو دستكشهايي را به تن دارند كه   امروزه در عكسهاي فضانوردان غربي ديده ميشود)!!!! در خیالی و غیر واقعی بودن اين گرايشها شكي نيست اما   تمايلات شونيستي و از جمله پان ايرانيزم مهمترين تهديد براي صلح و دموكراسي در خاورميانه ميباشند علاوه بر اين آنچه كه براي ما اهميت دارد اين است كه اين تمايلات افراطي همواره مانع مهمي بر سر راه احقاق حقوق ملت كرد و ساير مليتهاي موجود در ايران بوده است.براي مثال چند سال فردي در روزنامه ي اطلاعات پيشنهاد كرده بود كه براي حفظ تماميت ارضي ايران نام كردستان را خذف كنيم و به جاي ان از واژه ي ادلان استفاده كنيم تا"قوم كرد كه داراي جنبشي قوي" است قادر به شناسايي اين بخش و احقاق حق مردم كردستان نباشد!  آنچه نويسنده ي محترم به ان توجه نكرده اند اين است كه اين واقعيتها هستند كه تماميت ارضي ايران را به خطر مياندازند و نه نامها.وجود روابط نابرابر بين خلقهاي ساكن ايران تماميت ارضي ايران را تهديد ميكند و نه چيزي ديگر. با تغير نامهاي كردي و تركي و عربي و....نميتوان از جنبش رهايي بخش خلقهاي ايران جلوگيري كرد. كساني كه به حفظ تماميت ارضي ايران علاقه دارند بايد نسبت به حذف   این روابط نابرابر اقدام کنندوبلاگ
نوشته شده توسط   | لینک ثابت |